آهاي رفيق يادت هست ؟

پاهایم را توانِ ایستادن نیست و ذهنم را توانِ رها شدن و قلبم را توانِ تحمل کردن و خودم را توانِ باور کردن ، نمی دانم شانه های این روزها ، تاب خواهند آورد منِ بهت زده را با این همه سنگینیِ بار یا نه؟؟!

نوشته شده در جمعه ٥ مهر ۱۳۸٧ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ توسط محیا نظرات () |

Design By : Night Melody