آهاي رفيق يادت هست ؟

تولدم است ، روزِ پای گذاردنم در دایره ی حساسِ زندگی ، روزِ آغازی دوباره ، تنها یک روز در کل سال برای من ، روزِ ورودم به دنیا ، روزِ ................... من اما ؛ دلم نه های و هوی می خواهد ، نه بوس و بغل ، نه کیک و شمع و فشفشه ، نه هدیه و نه حتی تبریک ، دلم تنها کمی زندگی می خواهد و کمی کم تر خدا ؛ خدای شنوا ، تنها کمی ..................

نوشته شده در یکشنبه ٦ امرداد ۱۳۸٧ساعت ۸:۱٩ ‎ق.ظ توسط محیا نظرات () |

Design By : Night Melody