آهاي رفيق يادت هست ؟

چونان در باتلاق زندگی گرفتار شده ام که گویی از آن رهایی نیست ؛ پروردگارا ؛ تکه چوبی ، تخته سنگی ، یا لا اقل اندکی امید برسان مرا ، تا رهایی دهم خود را از این مهلکه.

نوشته شده در سه‌شنبه ۱ آبان ۱۳۸٦ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ توسط محیا نظرات () |

Design By : Night Melody