آهاي رفيق يادت هست ؟

زمانی تصمیم میگیری نه سیاه سیاه باشی و نه سپید سپید ، میانه رو باشی؛ خاکستری ؛ اما در می یابی که حتی این رنگ میانه هم کمرنگ و پررنگ دارد! امان از بازی رنگها!

نوشته شده در یکشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸٦ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ توسط محیا نظرات () |

متولد می شویم ؛ کودکی ، نوجوانی ، جوانی ، میانسالی ، کهنسالی ؛می رویم، به خاطرات می پیوندیم بی آنکه به واقع زیسته باشیم . این است حقیقت زندگی که در پس دویدن ها و تلاش ها و نرسیدن هایمان به فراموشی سپرده شده است.

نوشته شده در یکشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٦ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ توسط محیا نظرات () |

از تمامی چیزهای یک طرفه بیزارم ؛ جاده های یک طرفه ، دوستی های یک طرفه ، عشق های یک طرفه و حتی قضاوتهای یک طرفه.

در تمامی اینها میل به بازگشت می بینم ، میل به دوسویه بودن ، میل به مورد پذیرش قرار گرفتن .

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸٦ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ توسط محیا نظرات () |

آفریدگارم مرا بینشی عطا فرما تا حکمت پنهان مشکلات را دریابم.

نوشته شده در سه‌شنبه ٥ تیر ۱۳۸٦ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ توسط محیا نظرات () |

Design By : Night Melody