آهاي رفيق يادت هست ؟

تفاوت میان گرمای ِکشنده تابستان و سرمایِ وحشتناکِ زمستان را که لمس می کنم، به این می اندیشم که آیا اختلاف میان روزهای خوب و بد زندگی من نیز تا این حد زیاد است و در خور توجه؟؟؟؟؟
نوشته شده در چهارشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٦ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ توسط محیا نظرات () |

 می توان خدا را حس کرد ، لمس کرد ، بوئید ؛ درست زمانیکه یقین داری تمامیِ حواسِ چندین گانه ات را به یکباره از دست داده ای.

نوشته شده در دوشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٦ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ توسط محیا نظرات () |

من وارونه ایستاده ام یا تو ؛ که گمان می بری ، برای ایستادن ، بی گمان باید بر جایی تکیه کرد .

نوشته شده در چهارشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٦ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ توسط محیا نظرات () |

Design By : Night Melody