آهاي رفيق يادت هست ؟

خورشيدكم!! اين روزها لحظه ها را به اميد طلوع جاودانه تو سپري مي كنم . باشد كه طلوع دل انگيزت غروبي باشد بر تمامي دردها و رنج ها

نوشته شده در دوشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٤ساعت ٧:٢۳ ‎ق.ظ توسط محیا نظرات () |

دلتنگ !!! كاش مي دانستي كه چقدر دلتنگ توام

كاش مي دانستي كه چقدر دلم براي نگاه آرامت براي صداي نفسهايت و براي همه چيز تنگ شده

كاش مي دانستي در تمامي لحظات اين روزها تك تك سلول هايم تو را فرياد مي زدند

كاش مي دانستي بدون حضور تو حتي رنگين كمان نيز برايم خاكستري است

كاش مي دانستي كه در نبودت صداي پاي بهار را نيز نشنيده ام و همچنان در انتظار به پايان رسيدن زمستان زندگيمان هستم

كاش بداني كه چقدر دوستت دارم عزيزترينم

نوشته شده در شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸٤ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ توسط محیا نظرات () |

Design By : Night Melody