آهاي رفيق يادت هست ؟

هیچ چیز به اندازه ی خودِ خوشبخت بودن خوشبختی نمی آورد .

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳٩٠ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ توسط محیا نظرات () |

یلدا یعنی ......

یک نفس بیشتر تو را داشتن.

نوشته شده در چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ توسط محیا نظرات () |

آموخته ام که....

پاییزهای بدونِ تو؛ یعنی پاییزهای بدونِ باران.

 پاییزِ این روزها پاییزی بارانی ست

تو چرا

                                  پس نیستی؟!

نوشته شده در شنبه ٧ آبان ۱۳٩٠ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ توسط محیا نظرات () |

خدای من؛ خدای نام های بزرگ، خدای پدیدآورنده ی بهشت است؛ حال بگذار تا دلشان می خواهند بگویند خدا جهنم را آفرید.

نوشته شده در پنجشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٠ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ توسط محیا نظرات () |

کاش میشد رد چشمان تو را در آسمان دید؛ سر به هواترین آدم دنیا میشدم آنگاه.

نوشته شده در چهارشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٠ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ توسط محیا نظرات () |

دوست داشتن انسان ها،تو را نگران می کند در برابر هر آنچه که متعلق به آنهاست؛بودنشان،،روزگارانشان،شادی و غمشان و ...............

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ توسط محیا نظرات () |

مالامال از سکوت می شود دنیای اطرافم؛ تو را که نفس نکشم .

نوشته شده در جمعه ٢٦ فروردین ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ توسط محیا نظرات () |

شیشه اگر نبود؛هیچ کس نمی توانست ماورای آنجا را که در آن قرار دارد ببیند،شیشه اگر نبود؛تلاشی وجود نداشت،لبخندی،عشقی.... شیشه اگر نبود......

نوشته شده در یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ توسط محیا نظرات () |

آرزوی قشنگی ست؛داشتن ردپای تو کنار ردپای من،بر دشت سپید پوشیده شده از برف؛ هنوز اما نه برف آمده و نه تو.

نوشته شده در سه‌شنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٩ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ توسط محیا نظرات () |

بعضی حرفها اگر در زمانی که باید گفته نشوند ، بعضی نگاه ها اگر در زمانی که باید فهمیده نشوند ، دیگر تا همیشه برای فهمیدنشان دیر است .

نوشته شده در یکشنبه ٢ آبان ۱۳۸٩ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ توسط محیا نظرات () |

چه کسی گفته است؛خداوند تنهاست.این همه آفریده و تنهایی؛باور کردنی نیست ........

نوشته شده در جمعه ٥ شهریور ۱۳۸٩ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ توسط محیا نظرات () |

نیستی در لحظاتم اما،لحظه ای بی تو نیست.

نوشته شده در جمعه ۸ امرداد ۱۳۸٩ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ توسط محیا نظرات () |

در این دنیای غریب ، هیچ چیز را باور نکن . گاه نزدیکترین چیزها به انسان ، در چشم بر هم زدنی ، دورترین میشوند.

نوشته شده در دوشنبه ٧ تیر ۱۳۸٩ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ توسط محیا نظرات () |

تمامی احساست را تنها تقدیم کسی کن که تو را به تمامی درک کرده باشد.

نوشته شده در یکشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٩ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ توسط محیا نظرات () |

عشق آن نیست که تو را آنگونه نگاه دارد که همیشه بوده ای ، عشق آن است که تو را آنگونه سازد که هیچگاه نبوده ای .

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸٩ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ توسط محیا نظرات () |

اینکه زمین می چرخد و می چرخد و دگربار به نقطه ی آغاز باز می گردد مهم نیست ؛ مهم این است که ما در این چرخش با او باشیم اما چون او نباشیم .

نوشته شده در دوشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ توسط محیا نظرات () |

گاه

آدمها همانی نیستند که تو دوست میداری

شاید تو هم برای آنها همانی نباشی که دوست میدارند

من اما می دانم

همه ی ما همانی نیستیم که خدا دوست میداشت باشیم

نوشته شده در یکشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸۸ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ توسط محیا نظرات () |

فراموش شدنی نیستی ، این را اتاق می گوید که سرشار از عطر تو می شود ؛ وقتیکه به تو فکر می کنم.

نوشته شده در پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ توسط محیا نظرات () |

اگر روزی به میانه ی راه برسی و کسی را کنارِ خود نداشته باشی ، بهتر از آن است که به پایانِ راه برسی و آنکس را که باید، در کنارِ خود نداشته باشی.

نوشته شده در یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۸ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ توسط محیا نظرات () |

بزرگ شده ایم و نشانه ی آن ؛ خبرهای گاه و بیگاهی است که دلمان را به درد می آورد ، دگرگونمان می کند و بهت زده بر جای می گذارد مایی را که تا دیروز در کوچه پس کوچه های زندگی به تنها چیزی که نمی اندیشیدیم ، بازی سرنوشت و دست روزگار بود . بزرگ شده ایم رفیق ، بزرگ...........

نوشته شده در پنجشنبه ۱٩ آذر ۱۳۸۸ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ توسط محیا نظرات () |

Design By : Night Melody